به گزارش مشرق، غلامعلی حداد عادل روز شنبه در مراسم بزرگداشت امام مجاهد شهید و نکوداشت بانوان شهید جنگ های تحمیلی اخیر با اشاره به اهمیت جایگاه رهبری در سرنوشت کشورها گفت: هر فردی اگر در جایگاه مناسب قرار گیرد میتواند آیندهساز باشد، اما اگر در موقعیت نادرست قرار گیرد، ممکن است آینده یک ملت را با آسیب روبهرو کند.
وی افزود: تجربه تاریخ نشان میدهد که نوع رهبری و شیوه به قدرت رسیدن حاکمان، نقش تعیینکنندهای در مسیر ملتها دارد.
حداد عادل ادامه داد: در تاریخ ایران پس از اسلام، مردم عموما در انتخاب مستقیم رئیس کشور نقشی نداشتند و انتقال قدرت در بسیاری از دورهها با سازوکارهای خشن، قبیلهای و مبتنی بر غلبه نظامی انجام میشد.
به گفته وی، نام بسیاری از سلسلههای تاریخی ایران نیز بیانگر خاستگاه ایلی و قبیلهای آنهاست و این روند، گاه با خونریزی و حذف فیزیکی رقبا همراه بوده است.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین با اشاره به دوره پهلوی اظهار داشت: این دوره را باید استثنایی در این روند تاریخی دانست، زیرا رضاشاه از دل یک ایل و عشیره برنخاست، بلکه قدرتهای خارجی، بهویژه انگلیس، در شکلگیری آن نقش داشتند.
وی ادامهداد: در اواخر دوره قاجار و همزمان با تحولات روسیه و تضعیف نفوذ تزاری، انگلیس فرصت یافت تا در ایران زمینه تغییر سلسله را فراهم کند.
حداد عادل اضافه کرد: در نهایت، تجربه تاریخی ایران و مبارزات مردمی، بهویژه از نهضت تنباکو و مشروطه تا انقلاب اسلامی، موجب شد برای نخستینبار مردم در تعیین سرنوشت سیاسی کشور نقش مستقیم پیدا کنند.
به گفته وی، این تحول با رهبری امام خمینی(ره) به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید و نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران رقم زد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، با طرح این پرسش که اگر از مردم باوجدان و باشعور ایران بپرسیم که رهبر آرمانی و کمال مطلوب آنها چه ویژگیهایی باید داشته باشد، گفت: ما در طول تاریخ کشورمان کمتر شاهد بودهایم که توده مردم یا عقلای قوم نقشی در انتخاب حاکم داشته باشند و همواره شمشیر و غلبه نظامی حرف اول را میزد. اما به برکت انقلاب اسلامی، این توفیق نصیب ملت ایران شد که خود برای سرنوشت خویش تصمیم بگیرد.
وی با اشاره به جایگاه ویژه ایمان و خداپرستی در تاریخ ملت ایران، افزود: مهمترین شرط برای اداره این کشور، ایمان است. مردم ایران در طول تاریخ، چه قبل و چه بعد از اسلام، همواره موحد و خداپرست بودهاند و بتپرستی در فرهنگ این کشور جایگاهی نداشته است. بنابراین، کسی میتواند این کشور را بهدرستی اداره کند که با ایمان و عقیده مردم همدل و همراستا باشد؛ چنانکه در گذشته حتی کسانی که اعتقاد چندانی نداشتند، برای همراه کردن مردم مجبور به تظاهر میشدند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به خاطرهای از گفتوگوی خود با رهبر معظم انقلاب بیانداشت: سالیان پیش خدمت ایشان عرض کردم که عامل اتحاد مردم، وحدت اعتقادی میان رهبر و جامعه است و ایشان تأکید فرمودند که این پیوند با ظاهرسازی ایجاد نمیشود، بلکه نیازمند اعتقاد حقیقی است. سرّ موفقیت و نفوذ قلبی رهبری در میان مردم نیز همین باور واقعی، عمل به دین و اطاعت از پروردگار است که ارتباط قلبی عمیقی را شکل میدهد.
وی ادامه داد: جلوههای این ایمان حقیقی را میتوان در عشق و ارادت خالصانه ایشان به ائمه اطهار (ع) و حضرت علی بن موسی الرضا (ع) دید؛ عقیدهای قلبی که نتیجه آن، ابراز عشق و محبت بینظیر مردم در ایران و حتی عراق در تشییع پیکر مطهر شهدا بود که صحنههای ماندگاری از ارادت مردم را رقم زد.
حداد عادل، ویژگی دیگر رهبر شایسته را سادهزیستی و دوری از اشرافیگری دانست و اظهار داشت: یکی از معیارهای مهم، تنظیم سبک زندگی مسئولان با طبقات ضعیف جامعه است. در حالی که در دوران پهلوی شاهد زندگیهای مسرفانه، کاخهای متعدد و هزینههای کلان برای خاندان سلطنتی بودیم، سبک زندگی رهبری کاملاً متفاوت بوده است.
وی خاطرنشان کرد: پس از پیوند خویشاوندی با خانواده مقام معظم رهبری و اطلاع نزدیک از درون زندگی ایشان، ارادتم مضاعف شد؛ چرا که از نزدیک دیدم باطن زندگی ایشان از ظاهر آن سادهتر است و دقیقاً بر اساس همان اصول و ارزشهایی زندگی میکنند که به مردم توصیه مینمایند. این مراقبت و سادهزیستی پیوند میان مردم مستضعف و حاکمیت را مستحکم میسازد.
وی اظهارداشت: من ندیدم کسی به جامعیت ایشان؛ هم دیندار بود، هم عارف بود، هم اخلاقی بود و هم خودساخته. اهل تهجد، گریه و نماز شب بود، هم عالم علوم دینی بود و هم صاحب معلومات وسیع در هر رشتهای که شما فرض کنید. مثلاً در ادبیات، ایشان هم ادبیات ایران را میشناخت، هم ادبیات عرب را. از هر شاعری که صحبت میکردید، از هر نویسندهای که نام میبردید، از قدیم و جدید، برای شما نکته و تحلیل داشت.
حداد عادل بیان داشت: ایشان تجربه نمایندگی مجلس را داشت، تجربه حضور در دفاع مقدس را داشت، نماینده امام در مسائل نظامی بود و بعد هم در دوران ریاستجمهوری با کشور آشنا شد. در همین راهآهن و موضوعات مشابه، هر کس پیش ایشان میرفت میدید که نظر کارشناسی دارد. در عین حال مراقب بود که خط و خطوط و مرز کارهای دولت با رهبری خلط نشود و دولت کار خود را بکند. این جامعیت مهم بود، این دانش مهم بود، آن مهربانی و صمیمیت مهم بود. این الهی بودن ایشان بود.
وی ادامهداد: برخلاف پادشاهان، با دشمنان شخصی خود در کار حکومت هم حتی برخورد فیزیکی نکرد و حذفشان نکرد. شما بروید دوران رضا شاه را بخوانید؛ تمام آن رجال و کسانی که کمک کردند رضا شاه به سلطنت برسد، بعداً به دست خود رضا شاه نابود شدند. از تیمورتاش و داور و سردار اسعد و نصرتالدوله و دیگران که بگذریم، یک فهرست مفصل است. اما رهبری خیلی حساس بود؛ حتی اگر درباره کسی مطلبی میگفتیم، به زبان معمولی استغفار میکردند، یعنی پشت سر دشمن خود هم حاضر نبود غیبت کند، چه برسد به چیزهای دیگر.
وی اضافه کرد:در خاطرات علم آمده که شاه همینکه احتمال داد ارتشبد خاتمی، فرمانده نیروی هوایی، ممکن است کودتا کند، دستور داد پیچومهرههای هواپیمایی را که او سوار میشد شل کنند و او هنگام پرواز سقوط کرد و مرد. اینها را علم در خاطرات خود بهنحوی ظریف به خواننده منتقل میکند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: آقای شهید فقط عالم نبودند، فقط مؤمن نبودند، فقط مهربان و سادهزیست نبودند؛ حکیم بودند. حکیم یعنی کسی که کارهایش از روی حکمت انجام میشود، یعنی خردمندی به خرج میدهد و در کارها فکر میکند. ایشان راههایی پیش پای ملت میگذاشتند و تصمیمهایی میگرفتند که برخاسته از حکمت بود. حکیمانه عمل میکردند.
وی گفت: ایشان از روی حکمت تشخیص میدادند که ما با آمریکا نباید دست دوستی بدهیم، به اینها نمیشود اعتماد کرد. این حرف را امروز ملت ایران، بیش از زمان خود ایشان، تجربه کرده و فهمیده است. یعنی مسئولان ما مینشینند مذاکره میکنند، تفاهمنامه امضا میکنند، طرف مقابل میگوید ترتیباتی برقرار است، اما دو هفته بعد یک کلک میزند، نقض عهد میکند و پیمانشکنی میکند.
وی افزود: ایشان با آن حکمت و درایت تشخیص میداد که فریب نخورید؛ فکر نکنید اگر دور و اطراف شما چند شیخنشین با ساختمانهای ۱۰۰ طبقه ساختهاند، این پیشرفت است. پول نفتشان را دادهاند، شرکتها آمدهاند برایشان ساختهاند؛ پیشرفت این نیست. پیشرفت این است که یک ملت بتواند بعد از چند سال تحریم، در برابر دو ابرقدرت بزرگ نظامی جهان بایستد و آنها را مستأصل کند.
وی تاکید کرد: این در اثر شناخت دشمن و فکر کردن حکیمانه است؛ اینکه دوست و دشمن را عوض نکنیم، جای جلاد و قربانی را عوض نکنیم، تاریخ را فراموش نکنیم، ۲۸ مرداد را فراموش نکنیم و گذشته چراغ راه آیندهمان باشد. آیندهنگر باشیم و به لبخند دشمن فریب نخوریم.
وی با بیان اینکه رهبر شهید همواره تاکید داشتند که در هر کاری هم، چه در مسائل راهبردی و چه در امور دیگر، همیشه توصیه میکردند به مردم امید بدهید، افزود: یکی از توصیههای مهم ایشان که ما در مجلس تجربه میکردیم این بود که جایگاهها را محترم بشمارید و حرمت جایگاهها را حفظ کنید. اگر با یک رئیسجمهور یا رئیس دولت اختلاف سلیقه یا اختلاف نظر داشتند، کاملاً مراقب بودند که جایگاه ریاستجمهوری، جایگاه وزیر و سایر جایگاهها حفظ شود. این نتیجه حکیمانه فکر کردن بود.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهارداشت: ایشان خیلی تلاش میکردند که در این شش تا هفت سال، آنچه مردم به آن رأی دادهاند، حتیالامکان رعایت شود. هیچ رئیسجمهوری را قبل از پایان دورهاش به خانه نفرستادند، چون میخواستند ملت باور کنند ـ و خودشان هم باور داشتند ـ که این ملت وقتی تصمیم میگیرد، قدرت بزرگی دارد. بزرگی این مردم نعمت بزرگی است. امیدوارم در دوران رهبری جدید هم همان راه ادامه پیدا کند.




